سروده های آدم

شطح!!

با یک اشاره، چهره مهتاب را شکافت
مانند موج ، معجزه کرد و آب را شکافت
در خواب دیده بودم آن اسب سفید را
تعبیر آن شد و گره خواب را شکافت
آمد به کنج خلوت تنهایی من و
زد زخمه ای چنان، که مضراب را شکافت
برقی که از نگاه او در دیده ام نشست
راز اشاره، رمز پیچ و تاب را شکافت
یک جرعه از حضور او نوشید جان ما
شد مست و کوزه شراب ناب را شکافت
گفتم خیال رستم است و سرپناه ما
خنجر کشید و سینه سهراب را شکافت

#ادم

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی