سروده های آدم

گنج عشقم در دل ویرانه‌ای افتاده‌ام

آتشم، در دامن پروانه‌ای افتاده‌ام

مثل ابراهیم، میل شعله دارم در دلم

مست ایمانم که در بتخانه‌ای افتاده‌ام

نیست لیلایی که تا مهمان طوفانم کند

زلف مجنونم به دام شانه‌ای افتاده‌ام

جرعه‌ای از عشق می‌خواهم که آبادم کند

از خماری گوشه میخانه‌ای افتاده‌ام

گرچه دارم موج صد دریا میان سینه‌ام

در حصار تنگ انگشتانه‌ای افتاده‌ام

چون جوانی، سهم پیری دل ما عقل شد

عاقبت، گیر عجب دیوانه‌ای افتاده‌ام


#آدم

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی