سروده های آدم

سهراب

سهراب نام من است

مادرم عشق بود

و عقل پدرم

عشق دیوانه می کند

عقل اما

خود

دیوانگی ست

 

خسته

به سوی تو آمده ام

خسته از آب و خاک

خسته از خون

خسته  از ایمان

از مرزهایی که دشمن می سازند

 

زندگی

بازی زیبایی نیست

خنجری در تقدیر من است

که در جستجوی آنم

نامت را به من بگو

سهراب

نام من است

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی