سروده های آدم

 

پای خود را از گلیم دیگران بیرون بکش

دست خود از آستین این و آن بیرون بکش

خود قلم در کف بگیر و نقش تازه خلق کن

سر نوشتت را ز دست آسمان بیرون بکش

برتری از هرکه هست و بهتری از هر چه بود

روح  را از بردگی  ناکسان  بیرون بکش

من نمی گویم ننوش از آب انگور حیات

جام خود از محفل نعره کشان بیرون بکش

غم نباش و مردمان را پای بند خود نکن

مثل شادی رقص از پیر و جوان بیرون بکش

دشنه داری دشمنان دوست را گردن بزن

تیغ نامردی ز کتف دوستان بیرون بکش

سخت می گیرد جهان بر مردمان اهل حق

حق خود را از دهان هفت خوان بیرون بکش

پرچم  آزادگی آسان  نمی آید  به  کف

تاج را از پنجه شیر ژیان بیرون بکش

مرد باش و نان بازوی خودت بر سفره نه

نمره می خواهی ز برگ امتحان بیرون بکش

زندگی چندان نیرزد که به ذلت تن دهی

جان خود را از جهان غافلان بیرون بکش

طالب شهر یقینی همنشین عشق باش

پای دل را از گل حدس و گمان بیرون بکش

نیست هر شیرین لبی شایسته دلداریت

قلب خود از زیر پای دلبران بیرون بکش

تا به کی حرف دلت در سینه پنهان می کنی

عشق را از پشت پستوی دهان بیرون بکش


نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی