سروده های آدم

 

بزن بر آتشم آبی به  بوسه ای  ز دهانت

چه می شود که بنوشم شراب سرخ لبانت

کنارچشم تو شوق است، آن که می رقصد

شبیه  قطره  باران ،  نشان  راز نهانت

تمام زندگیم  شد  خلاصه در غم عشقت

بجز توهیچ نخواهم از این زمانه، به جانت

تومی روی و من و بارحسرت و همه عمر

چقدر تاب  توانم  بیاورم  به  گمانت

دلم گرفته از این بی تو در سکوت نشستن

غزل بخوان که ببندم اقامه بعد اذانت

کبوتر حرم  چشم های  تو هستم

بیا که پر بزنم روز و شب در آسمانت

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی