سروده های آدم

 

مثل گلی که در حصار خار و خس باشد

بیزارم از عشقی که در دام هوس باشد

فصلِ بهار و آسمانْ آبی و گلْ خندان

بیچاره آن بال و پری که در قفس باشد

ما را که دل پر می‌زند در حسرت دیدار

حتی نگاه زیر چشمی نیز بس باشد

در شهر نیرنگ و دورویی، اهل‌دل باید

با غصه‌ها همراه و با غم هم‌نفس باشد

جایی که هر ناکس، کسی باشد برای خود

بهتر که آدم بین آنها هیچکس باشد

آنجا که دیگر زندگی شد سخت‌تر از مرگ

ای‌کاش داس مرگمان در دسترس باشد

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی