سروده های آدم

افتاد بر پیشانی ام خط پریشانی
وقتی شنیدم در کنار من نمی مانی
گفتی فراموشت کنم، حرف غریبی بود!
این کار ممکن نیست، خیلی خوب می دانی
از عشق کردی توبه، من اصلاً نمی فهمم
آیا گناه است این‌چنین احساس انسانی؟
آوار شد بر باورت، حس عجیب شک
من ماندم و قلبی شکسته، رو به ویرانی
خود را نکن درگیر دانستن که همراه است
هر خط دانش با هزاران صفحه نادانی
هرگز یقین در تور عقل ما نمی افتد
معنای انسان انتخاب است و پشیمانی
اقرار کن غمگین بی من بودنی، وقتی
این آیه‌های عشق را با گریه می خوانی







نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی