سروده های آدم

بگذار تا بمانم اینجا ، در حصار خودم

اینجا  درون  آینه ، در  انتظار  خودم

مرا  چه  کار به  دنیای  پر هیاهوتان

دور از شما نشسته ام ،سرم به کار خودم

ببین که هیچ ندارم ز خود به دست خودم

از من  گرفته اید ، حتی  اختیار خودم

در این زمانه پوشیده  از غبار غرور

گم کرده ام خود خودم را، بیقرار خودم

کسی برای کسی گریه هم نخواهد کرد

تنها و دلشکسته ام ، خود داغدار خودم

نه ترشده ست دیده ای ، نه تنگ شد دلی

از گریه های زار من ، بر حال زار خودم

نه دوستی به  برم دارم و نه در بر یارم

بگذار تا  بنشینم ،  دمی  کنار  خودم

دل  سیاه  ندارم  پسند  کار  شما

غریب تر ز غریبم ، در این دیار خودم

آماده ام بیا ، تو ماندی و من رفیق

خود بافتم ، گره زدم ، طناب دار خودم

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی