سروده های آدم

۱۹ مطلب در خرداد ۱۳۹۶ ثبت شده است

 

ما مردم رویایی اهل خیالیم

در جستجوی آرزوهای محالیم

سودای ناممکن به سر می پرورانیم

یا در کمین اتفاق احتمالیم

در خواب شیرین، خسروان شهر عشقیم

بی کوه کندن غرق رویای وصالیم

قلب جوانی می تپد در سینه ما

گرچه به ظاهر موسپید ماه و سالیم

در ادعا علامه دهریم ، گرچه

در واقعیت کوزه ای پر از سوالیم

اصل تناقض نقض شد در خلقت ما

 یک عمر می سوزیم و آخر کال کالیم

بغضی هزاران ساله مانده در گلومان

این درد را تا کی  بگرییم  و بنالیم

ما را نترسانید از غوغای توفان

ما شاخه های یک درخت دیر سالیم

 

#ادم





 

با شب

نسبتی روشن داشت

ماه بود

 

همسفره با نان و نمک

همنشین

با خاک و خاکستر

 

گوش دردهایش

چاه بود

و زبان شادیش

لبخند کودکان

 

آیه های آزادی را بشارت می داد:

لا تکن عبد غیرک

که خدایت آزاد آفرید!

 

و معجزه اش

مهربانی بود

پینه بسته بر شانه هایش!

 

#ادم

 

نگاه کن

لبخند بزن

 

صبح

ازلبان تو طلوع می کند

و از چشمان تو

آفتاب


در شامگاه آرزو و امید

حضور تو

روشن ترین بهانه بودن است

 

#ادم